7 پله اصلی رفتن به سمت خدا

 


ای انسان! هرچه می‌خواهی انجام بده امّا توجّه داشته باش که خداوند متعال، پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ائمّه طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» حتماً تو را می‌بینند.


سلوک

برای رسیدن به هر مقصدی راهی را باید در پیش گرفت ،و پا بر پله ای گذاشت، برای رسیدن به خداوند متعال راه و مشخص و روشن است ،بیراهه هم زیاد است اما مشخص نیست حرکت در آن ها رو به جلو باشد، باید در راه رسیدن به خدای خوبمان که اسلام نقشه راه را دقیق و روشن ترسیم کرده دقت کنیم که به بیراهه نرویم و در حرکتی رو به جلو حرکتی مداوم و سازنده داشته باشیم،البته راه میانبر هم داریم که اهمیت زیادی دارد ،اگر کسی بتواند به اخلاص در نیت و عمل برسد او از راه میانه خواهد رفت و هر عبادت و عملی تأثیر عمیقی در روح و کمالش خواهد داشت.

 

مراتب خلوص

علما و بزرگان، هدف و علّت غایی اعمال و به خصوص علّت غایی عبادات را در هفت مرتبه طبقه بندی کرده‌اند. به عبارت دیگر می‌توان گفت: خلوص در انجام عمل یا میزان رعایت اخلاص در عبادت، هفت مرتبه دارد که عبارتند از:

مرتبه اوّل: سعادت دنیوی

مرتبه دوّم: ترس از عذاب

مرتبه سوّم: شوق بهشت

مرتبه چهارم: حیا از خداوند

مرتبه پنجم: مقام شکر و وفا

مرتبه ششم: عشق و محبّت

مرتبه هفتم: مقام عنداللّهی

این هفت مرتبه از منظر علمای علم اخلاق و عرفا، فوق العاده مهم است و انسان باید با تلاش و کوشش مداوم، میزان اخلاص خود را از درجات و مراتب پایین، به درجات و مراتب بالاتر برساند.

در ادامه بحث، به شرح مراتب اخلاص می‌پردازیم:

 

مرتبه اوّل: سعادت دنیوی

در این مرتبه، وقتی کسی عبادتی را انجام می‌دهد، در کنار نیّت الهی، هدفی دنیوی را دنبال می‌کند؛ مثلاً برای رفع گرفتاری یا ادای قرض یا پیداکردن همسر، نماز می‌خواند یا نذری می‌کند.

مرتبه اول خلوص خوب است و اگر با صدق نیّت و خالصانه انجام شود، می‌تواند انسان را به اهداف مادی خود برساند، چنان‌که ادعیه، نمازها و اذکار زیادی برای رفع حوائج مادی از جانب ائمّه اطهار«سلام‌الله‌علیهم» وارد شده است.

اگر زنان جامعه، به واسطه حیا از خداوند، حجاب خود را حفظ کنند، در پیشگاه خداوند متعال و نزد ائمّه اطهار«سلام‌الله‌علیهم»، از جایگاه بالایی برخوردار خواهند بود

مرتبه دوّم: ترس از عذاب

بیشتر مردم در کارهای خود مخصوصاً عبادات، خداوند متعال را در نظر دارند، زیرا از عذاب الهی ترسان و گریزانند. ترس از عذاب الهی، عاملی بازدارنده از گناهان به شمار می‌رود و بسیاری از مسلمانان، برای دوری از آتش جهنّم، عبادات و کارهای نیک خود را به‌جا می‌آورند. مثلاً به نماز اهمیّت می‌دهند، زیرا بی‌توجّهی به نماز، فشار قبر و سختی عذاب جهنّم را در پی دارد.[2] روزه می‌گیرند، زیرا در روایات فرموده‌اند: روزه سپری در برابر آتش جهنّم است.[3] کارهای خیر انجام می‌دهند، به بینوایان و نیازمندان کمک‌رسانی می‌کنند و بین مردم را اصلاح می‌نمایند تا در روز قیامت از حرارت جهنّم و شدّت سختی حساب در امان باشند. همه این نیّات برای دنیا و آخرت انسان مفید است و خداوند رحمان، به عاملان آنها اجر و پاداش عنایت می‌کند، امّا علما و عرفا، آن را مرتبه پایینی از درجات اخلاص می‌دانند و انسان مخلص برای نیل به قرب الهی، باید از این اهداف نازل گذر کند. 

 

مرتبه سوّم: شوق بهشت

این مرتبه نیز مانند مرتبه قبل، در بسیاری از افراد وجود دارد. تمایل آنان به انجام کارهای نیک از شوق رسیدن به بهشت و کسب ثواب سرچشمه می‌گیرد و برای رسیدن به نعمت‌های بهشتی، تلاش و کوشش می‌کنند. مثلاً می‌دانند که اگر کسی نماز اوّل وقت و با جماعت بخواند، بهشت مهیّای او خواهد بود. یا شنیده‌اند که اگر کسی به نیازمندان و بینوایان کمک کند، در آخرت برای او قصرهای مجلّل و درختان سر به فلک کشیده، جویبارهای روان، حورالعین و ... وجود دارد و از آنها لذّت خواهد برد. بیشتر مردم این‌گونه عبادت می‌کنند و برای آنان نیز مفید است، همان‌طور که قرآن کریم می‌فرماید: «لِمِثْلِ هذا فَلْیَعْمَلِ الْعامِلُونَ»[4]

وقتی مردم برای رسیدن به چنین اهدافی تلاش می‌کنند، با عنایت پروردگار عالم، به آن نیز دست می‌یابند و هنگامی که وارد بهشت می‌شوند، این‌گونه مورد خطاب قرار می‌گیرند: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنیئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِی الْأَیَّامِ الْخالِیَةِ- بخورید و بنوشید، گوارایتان باد، به پاداش‏ آنچه در روزهاى گذشته انجام دادید.»[5]

ملائکه به آنان خطاب می‌کنند که از این نعمت‌ها استفاده کنید، زیرا اینها چیزهایی است که خودتان به واسطه روزه گرفتن، به واسطه عبادات و ... در دنیا به دست آورده‌اید.

این مرتبه نیز گرچه در جایگاه خود با ارزش و بزرگ است، ولی نسبت به اهداف بالاتر، مرتبه نازلی به شمار می‌رود.

در اینجا تذکّر این نکته لازم است که وقتی بیان می‌شود نباید هدف، مراتب پایین اخلاص مثل رسیدن به مادیات و امور دنیوی یا ترس از عذاب یا شوق بهشت باشد، به این معنا نیست که مخلصین از دنیا محروم‌اند، بلکه وقتی نیّت خالصانه در همه کارها متجلّی شد و تنها برای رضای الهی کارها انجام گرفت، همه بلاهای دنیا و آخرت از میان می‌رود و همه نعمت‌‌ها در اختیار مخلصین قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر، مخلصین، مراتب والای اخلاص را در نظر می‌گیرند و به نعمت‌های ناشی از مراتب اولیّه اخلاص توجه نمی‌کنند، امّا آن نعمت‌ها در ازای اخلاصی که داشته‌اند، به سوی آنها سرازیر می‌شود.

اخلاص

مرتبه چهارم: حیا از خداوند

مرتبه چهارم، نسبت به مراتب قبل، بسیار بهتر و با اهمیّت‌تر است؛ زیرا اوّلین مرتبه برای خواص به‌شمار می‌رود. برخی از افراد، انسان‌های باحیا و مۆدّبی هستند و برای کسب نعمت‌‌های دنیوی یا شوق بهشت و ترس از جهنّم عبادت یا اعمال صالح انجام نمی‌دهند، بلکه پایه و نیّت اصلی کارهای آنان، حیای درونی آنان از خداوند متعال است. در این مرتبه، ترک گناه و اهمیّت به واجبات، از حیای درونی نسبت به خداوند سرچشمه می‌گیرد. کسانی که به این درجه نائل می‌شوند، در مقابل پروردگار عالم باحیا هستند و در همه حالات، ادب و حیاء در مقابل او را رعایت می‌کنند.

قرآن کریم، ‌به طور غیرمستقیم بر این مسأله پافشاری دارد و می‌فرماید:

«وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُۆْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»[6]

ای انسان! هرچه می‌خواهی انجام بده امّا توجّه داشته باش که خداوند متعال، پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ائمّه طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» حتماً تو را می‌بینند. حرف «س» در «فَسَیَرَى اللَّهُ»، تحقیقی است؛ یعنی شک نکن که خداوند می‌بیند. پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین می‌بینند. آنگاه در آخرت، آنچه به جا آورده‌اید، به شما نشان داده خواهد شد.

ترجمان این آیه، همان سخن استاد بزرگوار ما، حضرت امام خمینی«قدّس‌سرّه» است که مکرّراً می‌فرمودند: «ما در محضر خدا هستیم. عالَم محضر خداست، در محضر خدا معصیت خدا نکنید.»

بیشتر مردم در کارهای خود مخصوصاً عبادات، خداوند متعال را در نظر دارند، زیرا از عذاب الهی ترسان و گریزانند. ترس از عذاب الهی، عاملی بازدارنده از گناهان به شمار می‌رود و بسیاری از مسلمانان، برای دوری از تش جهنّم، عبادات و کارهای نیک خود را به‌جا می‌ورند. مثلاً به نماز اهمیّت می‌دهند، زیرا بی‌توجّهی به نماز، فشار قبر و سختی عذاب جهنّم را در پی دارد

نیل به مقامات معنوی در پرتو خلوص

اگر زنان جامعه، به واسطه حیا از خداوند، حجاب خود را حفظ کنند، در پیشگاه خداوند متعال و نزد ائمّه اطهار«سلام‌الله‌علیهم»، از جایگاه بالایی برخوردار خواهند بود. یکی از بزرگان گفته بود: من نذر کردم که چهل شب، در چهل مسجد، نماز امام زمان«ارواحنافداه» بخوانم تا بتوانم خدمت حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» برسم و ایشان را ملاقات کنم. وقتی نماز چهلم در مسجد چهلم به اتمام رسید، کسی نزد من آمد و گفت: امام زمان در فلان خانه هستند، به آنجا بیایید. وقتی به آن خانه رفتم، متوجّه شدم که خانم آن خانه از دنیا رفته است و حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» برای خواندن نماز او تشریف آورده‌اند. حضرت به من فرمودند: این زن، در زمان پهلوی، هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چادر و عفّتش را حفظ کند!

بنابراین کسب عصمت و عفّت یا ترک گناه به خاطر رعایت حیا و ادب در برابر خداوند متعال و ائمّه اطهار«سلام‌الله‌علیهم» مرتبه بلندی در درجات و مراتب اخلاص است که التزام به آن، باعث رشد معنوی انسان‌ها می‌شود.

 

روش بازداری از گناه، از نظر امام سجاد«علیه السلام»

شخصى خدمت امام سجّاد«سلام‌الله‌علیه» آمد و گفت: یابن رسول‏الله! من به گناه عادت كرده‏ام و نمى‏دانم چه كنم؟! امام فرمودند: پنج کار را انجام بده و پس از آن هرچه خواستی گناه کن. اوّل: روزى خدا را نخور و گناه كن؛ دوّم از ملک خدا بیرون برو و گناه كن؛ سوّم وقتى مى‏خواهى گناه كنى، جایى برو كه خدا تو را نبیند؛ چهارم وقتى كه عزرائیل مى‏خواهد جانت را بگیرد، او را دفع کن؛ پنجم هرگاه مالک جهنّم خواست تو را به دوزخ بیندازد، وارد جهنّم نشو. سائل گفت: هیچکدام نمى‏شود. حضرت فرمودند: پس اى ذلیل! در محضر خدا، در ملك خدا، روزى خدا مى‏خورى و این قدر هم ذلیل هستى كه اگر بخواهند تو را به جهنم ببرند، نمى‏توانى كارى كنى، پس چرا گناه مى‏كنى؟![7]

متن بخش دوّم این گفتار اخلاقی که به شرح سایر مراتب اخلاص اختصاص دارد، متعاقباً منتشر می‌گردد.

 

پی‌نوشت‌ها :

1. بقره / 138.

2. فلاح السائل، ص 22. همچنین ر.ک: نماز نجوای مۆمنان، صص 72-62.

3. الکافی، ج 2، ص 19: «الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ».

4. صافات / 61.

5. حاقه / 24.

6. توبه / 105.

7. بحار الانوار، ج 75، ص 126؛ جامع الأخبار، ص 131.

فرآوری: محمدی               

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مظاهری 

برکت هاي حفظ قرآن کريم

                  بسم الله الرّحمن الرّحيم

 

 

                   فصل اول قسمت چهارم

 

نوشته : محمدي ري شهري

 

                             4- مقامات معنوی :

                    از دیدگاه اسلام ، حمل و حفظ قرآن یکی از معیارهای ارزشیابی مقامات معنوی انسان است . دل کسی که به کلی از نور                                                                                 قرآن خالی است از مقامات معنــوی بهره ای ندارد ، چنین دلی در کلام پیــامبر اسلام ( ص ) به خانه ای  ویران تشبیه شده است :

                                                          « انّ الَّذی لَََیسَ فی جَــوفِـهِ شَیءٌ مِنَ القُــرآنِ کالبَیتِ الخَــرِبِ »


                  بی گمان آن که در درونش چیزی از قرآن نیست مانند خانه ی ویران است . سنن الترمذی : ج5/ ص177 / ح2913

               هر چه آشنائی و انس انسان با قرآن افزایش یابد ، قلب او نورانی تر و آبادتر و موقعیت معنوی او افزون تر

                      می گردد ، از این رو پیغمبر اسلام ( ص ) پس از پایان جنگ احد در باره ی معیار برتری شهدا فرمود :

                                                       « اُنظُرُوا اَکثَرَهُم جَمعاً لِلقُــرآنِ فَاجعَـلُوهُ امامَ صاحِـبِهِ فِی القَــبرِ »


                     بنگرید هر یک از آنان که بیش از دیگران قرآن را حفظ دارد ، پیشتر از بقیه در قبر قرار دهید . کنزالعمال :

                              ج10/ص380/ح29890
        عنوانهائی مانند : پرچمداران اسلام ، بزرگان امت اسلامی ، آموزگاران کلام خدا ، کسانی که رحمت و

                     نور الهی آنان را فرا  گرفته و عارفان اهل بهشت ، به جایگاه بزرگ معنوی حاملان و حافظان قرآن ،

                     اشاره دارد . مقامات اهل  بهشت با مقیاس آشنائی و شناخت آنان از قرآن سنجیده می شود ، در این باره از پیامبر اسلام                 (ص ) روایت شده است که می فرماید :

                « عَــدَدُ دُرَجِ الجَــنَّۀِ عَـدَدُ آی القُـــرآنِ ، فَــإذا دَخَلَ صاحِبُ القُــرآنِ الجَــنَّۀَ قِیلَ لَهُ : إقرَأ وارقَ لِــکُلِّ آیَۀٍ دَرَجَــۀً ،

 فَلا تَــکُونُ فَـوقَ حَافِظِ القُــرآنِ دَرَجَــۀٌ »


 درجات بهشت ، به عدد آیات قرآن است ، هنگامی که حافظ قرآن وارد بهشت می شود به او گفته می شود بخوان و برای هر آیه ، یک درجه بالا برو ، پس بالاتر از حافظ قرآن درجه ای نیست . جامع الاحادیث للقمی : ص 100

 شکی نیست که مقاماتی که بدان اشارات رفت برای همه ی حاملان و حافظان قرآن نیست ، که در حدیثی از رسول گرامی اسلام ( ص ) آمده است :

« لَیسَ القُــرآنُ بِالتِّـــلاوَۀِ و لا العِــلمُ بِالــرِّوایَۀِ وَ لـکِنَّ القُــرآنِ بِالهِــدایَۀِ وَ العِــلمَ بِالـدّرایَۀِ »


نه قرآن به تلاوت است و نه دانش به روایت ، بلکه قرآن به هدایت است و دانش به فهم و درایت . کنزالعمال : ج1/ص550/ح2462

و نیز از آن حضرت ورایت شده :

 « رُبَّ تالِ القُـــرآنِ وَالقُــرآنُ یَلعَنُــهُ »


بسی تلاوت کننده ی قرآن که قرآن لعنتش می کند . بحارالانوار : ج92/ص184/ح19

بلکه مقاماتی که شرح آن گذشت ویژه ی حافظانی است که عامل به قرآن نیز باشند ، در برخی از روایات به این نکته تصریح شده است ، امام صادق (ع ) می فرمایند :

« اَلحافِظُ لِلقُــرآنِ العَــامِلُ بِهِ مَـعَ السَّــفَـرَۀِ الــکِـرامِ البَــرَرَۀِ »


حافظ قرآن که عامل به آن است با سفیران والامقام نیکوکار است . الکافی : ج2/ص603/ح2

اما نکته ی قابل توجه این است که اندیشه ی عمل به قرآن نباید انسان را از تلاش برای حفظ این کتاب نورانی باز دارد ، از این رو هنگامی که ابوذر به پیامبر اسلام (ص ) عرض کرد : یا رسول الله ! من می ترسم قرآن را یاد بگیرم و به آن عمل نکنم ؟ آن حضرت در پاسخ فرمود :

« لا یُـعَذِّبُ اللهُ قَــلباً اسکَنَــهُ القُـرآنَ »


خداوند قلبی که قرآن را در آن جای داده است عذاب نمی کند . جامع الاخبار : ص 130/ح 258

امام علی (ع ) نیز می فرماید :

« اقــرَؤُوا القُــرآنَ وَاستَـظهَروُهُ فَــاِنَّ اللهَ تَعَالی لا یُـعَذِّبُ قَــلباً وَعاهُ القُــرآنُ »


قرآن بخوانید و حفظش کنید که خداوند متعال ، قلبی که قرآن کریم ، آن را فرا گرفته است عذاب نمی کند . جامع الاخبار : ص 115/ ح 205

بی تردید مقصود این روایات این نیست که از برکردن قرآن ، بدون عمل به آن ، مانع کیفر الهی می گردد بلکه اشاره به این است که حفظ قرآن سبب توفیق عمل به آن نیز می گردد ، بنا بر این نباید کسی با این بهانه که می ترسم قرآن را حفظ کنم ولی بدان عمل نکنم ، خود را از برکتهای حفظ قرآن محروم بدارد .

 

پایان قسمت چهارم

 

 

 

 

 

 

 

متن خداحافظی شیطان !

 


از آن روزی كه تصمیم گرفت كه برای همیشه از تمامی فرشتگان و  عرش الهی خداحافظی كند به افراد زیادی نیز توصیه می كرد كه عرش الهی را ترك كنند و برای پیشرفت در زندگی به فرش بیایند و زندگی جدیدی را برای خود آغاز كنند و به خاطر توصیه ها و تاكیدهای فراوان او برخی عرش را رها كرده و به فرش آمدند، به این امید كه بتوانند در فرش زندگی بهتری را برای خود فراهم كنند .


وقتی كه می خواست برای همیشه از عرش خداحافظی كند، نامه ای طولانی نوشت ،نامه ای كه حاوی نكات فراوانی بود ،نكاتی كه هر یك از آنها می تواند درس عبرتی  برای جویندگان راه سعادت و خوشبختی باشد و به خاطر اهمیت نكاتی كه در آن مطرح شده است خداوند متعال در آیات متعددی به متن این نامه اشاره كرده است تا همه انسان ها در طول تاریخ از این نامه درس بگیرند و كارشان به جایی نرسد كه روزی مانند شیطان از درگاه الهی خداحافظی كنند، چرا كه خداحافظی از عرش همان و ذلت و خواری همان ، چون هرچه عزت و سربلندی است مخصوص كسانی است كه با عرش در ارتباط هستند:

(مَنْ كانَ یُریدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعاً إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُه: هر كس سربلندى مى‏خواهد، سربلندى یكسره از آنِ خداست. سخنان پاكیزه به سوى او بالا مى‏رود، و كار شایسته به آن رفعت مى‏بخشد)(فاطر: 10)

متن نامه شیطان از این قرار است:

(از آن روزی كه با امر الهی خلق شدم هیچ گاه تصور نمی كردم كه به این مقام و منزلت دست پیدا كنم مقام و منزلتی كه احتیاجی به بیان آن نیست و همه به خوبی بر آن واقف هستند، مقام و منزلتی كه می توانید گوشه ای از آن را در ماجرای معراج پیامبر اسلام بخوانید تا بدان واقف شوید، وقتی كه از پیامبر پیرامون منبری در آسمان چهارم اینگونه سوال كردم:

(یا رسول الله ! شب گذشته كه به معراج تشریف بردید، در آسمان چهارم طرف چپ بیت المعمور منبرى بود، شكسته و سوخته و به رو افتاده . آیا شناختى آن منبر را و متوجه شدید كه از كیست؟

آن حضرت فرمودند: خیر؛ آن منبر از كیست؟ شیطان عرض كرد: آن منبر از من است و صاحب آن بودم ! بالاى آن مى‌نشستم و ملائكه پاى منبر من حاضر مى شدند، از براى آنها راه بندگى حضرت منان را مى گفتم. ملائكه از عبادت و بندگى من تعجب مى كردند! هر وقت كه تسبیح از دستم مى افتاد، چندین هزار ملك بر مى خواستند، تسبیح را مى بوسیدند و به دست من مى دادند.)( جامع الدرر،ج2، ص348)

اما اتفاق بزرگی در زندگی من سبب شد تا برای همیشه از درگاه قرب الهی خداحافظی كنم ،اتفاقی كه اگر نمی افتاد بر مقام و منزلت من روز به روز افزوده می شد و الان معلوم نبود كه به كدام درجه از قرب الهی رسیده بودم .

از بین طرفداران من، تنهایی كسانی می توانند با من عقد اخوت ببندد كه زندگی آنها سراسر اسراف باشد، پس تا می توانید در مسائل مالی و مخصوصا در هدر دادن عمر و جوانی خود اسراف كنید تا به مقام برادری من نائل شود : إِنَّ الْمُبَذِّرینَ كانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ وَ كانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً: چرا كه اسرافكاران برادران شیطانهایند، و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است

و آن اتفاق زمانی رخ داد كه روزی متوجه سخنرانی خداوند برای فرشتگان شدم ،سخنرانی كه در آن خبر از خلقت موجودی  بود كه شان و منزلتش از من و تمام فرشتگان بالاتر بود و هنوز نیامده، از او به جانشین خداوند تعبیر می شد:

(وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَة: و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمین جانشینى خواهم گماشت.)( البقرة :  30)

سرتان را زیاد درد نیاورم ماجرا گذشت تا روزی از من خواسته شد تا در برابر آدم سجده كنم و من با توجه به عبادت های چند هزار ساله خود هر گز نمی توانستم تن به چنین كاری بدهم و به همین دلیل از عرش الهی رانده شدم .

اكنون كه در حال خداحافظی با تمام خاطرات گذشته هستم، نامه ای برای همه كسانی كه می خواهند راه من را ادامه بدهند، به رشته تحریر در می آورم، نامه ای كه اگر به آن جامه عمل بپوشانید موفقیت و سربلندی در انتظار شما خواهد بود.

از همه طرفداران خود می خواهم تا با انجام اموری كه به آنها توصیه می كنم راه مرا ادامه دهند و اجازه ندهند كه یاد و نام من در جامعه فراموش شود:

از همه می خواهم كه برای اعتلای نام من در جامعه رباخواری و اقتصاد ناسالم را هرگز فراموش نكنند، چرا كه با ترویج ربا در جامعه یاد خداوند فراموش می شود و این خواسته اصلی من است :

(الَّذینَ یَأْكُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ كَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا... : كسانى كه ربا مى‏خورند، [از گور] برنمى‏خیزند مگر مانند برخاستنِ كسى كه شیطان بر اثر تماس، آشفته‏سَرَش كرده است. این بدان سبب است كه آنان گفتند: «داد و ستد صرفاً مانند رباست.» و حال آنكه خدا داد و ستد را حلال، و ربا را حرام گردانیده است.‏)( البقرة :  275)

از همه دوستداران خود می خواهم كه برای بدست آوردن آرامش در زندگی، شراب و قمار را هرگز فراموش نكنند چرا كه این دو كمك بسیار شایانی به  رشد و شكوفایی شما می كند:

(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ .....: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند. پس، از آنها دورى گزینید، باشد كه رستگار شوید.)(المائدة: 90)

اگر می خواهید به من نزدیك شوید و مرا كاملا احساس كنید شراب بنوشید چرا كه در این صورت عروس من خواهید شد. چرا كه پیامبر شما فرموده است:

(مَنْ باتَ سُكْرانا باتَ عَرُوسا لِلشَّیطانِ: كسـى كـه در حـال مسـتى بخوابد آن شب عروس شیطان خـواهد بود.)(بحارالانوار، ج 79 ،ص178)

توصیه موكد من به همه شما آن است كه مبادا هیچ گاه به فكر كمك به مستمندان و فقیران در جامعه باشید چرا كه ممكن است با انجام این عمل روزگاری خود نیز فقیر و مستمند شوید و آن وقت كسی دیگر به فكر كمك به شما نخواهد بود:

(الشَّیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ: شیطان شما را از تهیدستى بیم مى‏دهد و شما را به زشتى وامى‏دارد؛ و[لى‏] خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و بخشش مى‏دهد، و خداوند گشایشگر داناست.)( البقرة :  268)

اگر می خواهید به من نزدیك شوید و مرا كاملا احساس كنید شراب بنوشید چرا كه در این صورت عروس من خواهید شدچرا كه پیامبر شما فرموده است : مَنْ باتَ سُكْرانا باتَ عَرُوسا لِلشَّیطانِ: كسـى كـه در حـال مسـتى بخوابد آن شب عروس شیطان خـواهد بود

از بین طرفداران من، تنها كسانی می توانند با من عقد اخوت ببندد كه زندگی آنها سراسر اسراف باشد، پس تا  می توانید در مسائل مالی و مخصوصا در هدر دادن عمر و جوانی خود اسراف كنید تا به مقام برادری من نائل شود :

(إِنَّ الْمُبَذِّرینَ كانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ وَ كانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً: چرا كه اسرافكاران برادران شیطانهایند، و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.)(الإسراء: 27)

و در آخر حرف هایی بود كه به خاطر از دست دادن محبوبیت خود در جامعه قصد داشتم  هیچ گاه برای شما بیان نكنم، اما خداوند متعال پرده از روی نقشه های پلید من در قرآن مجید برداشت و حال در این نامه خداحافظی بار دیگر این حرف ها را از زبان خود من بشنوید، حرف هایی كه اگر چه به مذاق برخی از افراد خوش نمی آید اما طرفداران و دوستداران من را ناراحت نمی كند:

(وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّیَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ.....: و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم كرد، و وادارشان مى‏كنم تا گوش هاى دام ها را شكاف دهند، و وادارشان مى‏كنم تا آفریده خدا را دگرگون سازند....)( النساء :  119)

و آخرین كلام اینكه لازم می دانم در این نامه دست به اعترافی بزرگ بزنم و آن اعتراف این است كه: پنج نفر هستند که هیچ راهی به آنها ندارم اما دیگر مردم، در مشت من هستند:

1) هر کس با نیّت درست، به خدا پناه ببرد و در همه کارهایش بر او توکّل کند.

2) کسی که شب و روز، بسیار تسبیح خدا گوید.

3) کسی که برای برادر مۆمنش، آن پسندد که برای خود می پسندد.

4) کسی که هرگاه مصیبتی به او می رسد، بی تابی نمی کند.

5) و هر کسی که به آنچه خداوند قسمتش کرده، خرسند است و غم روزی اش را نمی خورد.(الخصال، ج 1، ص 285)

 

امیدوارم روزی فساد و تباهی تمام جوامع را فرا بگیرد و در سایه سار این فساد و فحشاء همه بتوانند به بهترین شكل ممكن به زندگی خود ادامه دهند.

امضاء: شیطان

تاریخ: سال اخراج از عرش الهی 

امین ادریسی  

بخش قرآن تبیان